معرفت شناسی؟

سلام بچه های عزیز،با معرفت
بامعرفت
بامعرفت
جدی خوشحال شدم این قدر آدم با معرفت دیدم،ما رفته بودیم چالوس،تازه نیم ساعت رسیدیم و من عین شیفته ها اول اومدم کامی جونم بیدار کردم.
جاتون خالی خیلی خوش گذشت.
هر چند من آخرشم خرس ندیدم؟
البته وقتی این موضوع بلند مطرح کردم.نیشخند
پدر گرام من:تو خرس می خوای چیکار؟متفکر
من:خب خوبه ،دوست دارمقلب
پدر گرام من:ابرو
من:البته دور باشه خجالت،مثلا بالای کوه باشه و من پایین کوه
پدر گرام من:منتظر
من:زبان
جدی می گم.اصلا معلوم نیست که خرس هاش کجا بودن.هر چند وقتی رفتیم نمک آبرود و با تلکابین بالا رفتیم،

تلکابین نمک آبرود

توی جنگل چند تا خرس خشک کرده بود وگذاشته بودن،که مثلا از خرس های این جاست .اما من که ندیدم؟
راستی این ایرانی ها این قدر دیوننه اند که هر جا از این شیشه ها می بینند که شبیه امام زاده است توش پول می اندازند.
عکسش زیاد خوب نشد.اما امیدوارم اون 200تومنی پایین پای خرس ببینید.

خرس
البته اینم بگم این خرس های داخل شیشه این قدر ترسناک بودن،که من مطمئنم اگه یکیشون از نزدیک ببینم در جا همون لحظه سکته می کنم.
جنگل اونجا خیلی وحشتناک بود.واقعا خیلی عالی بود که تلکابین شب ها کار  نمی کرد.

البته از اون موقع همش دارم فکر می کنم راستی یک خرس می تونه شیشه ماشین بشکنه؟

آخه نه این که افکار منفی گاهی قوی هستن،می ترسیدم این قدر دارم بهش فکر می کنم برآورده بشه ،این که به راه های فرار هم فکر کردم
یک چیز جالب دیگه این که اون بالا کلی جملات مثبت نوشته بودن که برام من خیلی خیلی جالب بود،با این که دستم لرزیده اما براتون می ذارم.

جمله 1

جمله2

جمله3


البته توی چالوس علاوه براین که آدم محو زیبایی طبیعت می شه ،یک سری چیزهایی هم هست که کلی نظر آدم جذب می کنه.
یکی ماشین های مدل بالا مثل انواع بیموه،بنز،آزارا،هیوندا ،ماکسیما ،پرادو و.........که اون جا خیلی زیاد بودن.
دوم این که ،مگان هی می گه آدم ها ،من می گم ایرانی ها،ایرانی های عزیز این قدر آدم های بی بهداشتی هستن که همه جای جنگل و دریا رو به گند کشیده بودن.
یک ساحل رفتیم که حال آدم بهم می خورد.

بی بهداشتی 1

بی بهداشتی 2

البته من برای شهرداری شهر چالوس هم متاسفم که هیچ جای این شهر سطل آشغال نمی دیدین.

بی بهداشتی 3
که نبود سطل آشغال باعث شده بود ،مردم بی فرهنگیشون بیشتر نشون بدن.
سوم من نمی خواستم از سیاست بازهم در وبلاگم بنویسم،اما آخه نمی شد...........نگفت.فقط عکس ها رو می ذارم خودتون بگیرید دیگه.........

وجالبه که بدونید مردم در این راه از هیچ وسیله ای نمی گذشتن،مثلا کلمن آب،هندوانه،پلاستیک،خیار،لیوان ،روسری،شامپو صحت............
عید همگی هم مبارک.
فردا می رم کافی نت ،ببینم می تونم فایل آپلود کنم.امیدوارم که بشه.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
یک مساله ای دلم می خواست که بهتون بگم.
من اگه عشق سینما نداشتم هیچ وقت به فیلم نامه نویسی فکر نمی کردم.بله،مسلما سینمای کشور ما ،ایران به پای سینمای هالیوود و غرب نمی رسه.
اما مساله این که اگه ما از سینمای کشورمون حمایت نکنیم،کی حمایت می کنه؟
مسلما هیچ فیلم نامه نویسی،هیچ کارگردانی ،هیچ بازیگری دوست نداره کارش بد باشه،اما خب بد می شه.این که ما به سینما نریم و یا بیایم بگیم که ما چند سال سینما نرفتیم،که افتخار نیست.
دوستان عزیزم،اگه ما از فرهنگ کشورمون حمایت نکنیم ،از سینما.همین سینما ی ضعیف هم نابود می شه.
مشکل ما مشکلی نیست که با بستن در سینما ،یا برشکست شدن سینماهای کشورمون حل بشه.
ما فقط باید سعی کنیم که از فیلم های خوب و درست حمایت کنیم و از فیلم هایی که شایسته نیستند انتقاد سازنده کنیم.
وقتی ما سینما نمی ریم،نمی ریم وبعد وقتی می ریم که  اخراجی ها نمایش داده می شه،اونوقت سینمای کشورمون می شه اینی که الان هست.
پس بیاید افتخارمون این باشه که سالی چند بار سینما می ریم.نه این که چند سال سینما نرفتیم.
فرق هست بین انتقاد کردن با نرفتن!!!


/ 54 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

سلام خوبی اول : درباره ی وبلاگ خیلی کامل بود و همه چیز رو راجع به نویسنده کاملا روشن کرده بود دوم:امیدوارم نارحت نشی ولی پستا خیلی طولانیه ! فکر نمی کنی که با این شرایط دیال آپ کمتر کسی تا انتها ی مطلب رو بخونه؟ سوم: هم خوش ذوقی هم خوش صلیقه چهارم: در مورد کثیفی ساحل و جنگلا کاملا باهات موافقم باید چندین سال برای این مساله فرهنگ سازی بشه نقطه[زبان]

بچه های ریش دار...

سلام رسیدن بخیر[عینک] چقدر لطیف سفر میکنین [دلقک] خرس؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![نگران] با خرس چه کار دارین؟ بابا از پروانه ها و جوجه مرغ عشقا بگین. خرس؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوب بود خرس هارو رها میکردن تو جنگل به عنوان جنگلبان. دیگه کسی آشغال نمیریخت...

آزاده مهدوی

سلام گلم خوبی؟ شمال ایران خیلی زیباست اما متاسفانه خیلی هم کثیف.منم این تابستون رفتم و صد افسوس....

فریده جلیلوند

عزیز خوب من روزت بخیر و با شادی گل من امروز رفتم تو بلاگ " حمل افتاب " دیدم تو نازنین همه جای بلاگ من هستی و من توجه نکردم که باید لینکت کنم . اکنون دینم را ادا کردم . مرا ببخش از بی توجهی ام . به مادر گرامی سلام برسانید . فریده

هلیا

بیا آپ کن دیگه میترسم برم شمال حالا حالا ها نیام پیشتا زود باششششششششششش

هلیا

سلام عزیزم لطف کن به اینجا یه سر بزن و دعاش کن که زودتر حالش خوب بشه به مگانم بگو براش دعا کنه وقتی اینجا رو دیدم راست راستی دیوونه شدمبه کسانیم که میشناسی بگو دعاش کنن یه بچه ی کوچیکه که داره جلوی چشم پدرو مادرش پر پر میشه http://goorban.blogfa.com/post-622.aspx

امیر

سلام دوست عزیز.[لبخند] من تازه آپ کردم داستانای زیبایی گذاشتم خوشحال میشم نظرت را بدونم[چشمک] موفق باشی[گل] www.amiroooo.mihanblog.com[گل]

محمدرضا

سلام.خوبی؟ خوشی! عکس ها رو تند تند دیدم.الان هنوز تو سفرم.میام همش رو می خونم.سفرت خوش گذشته ؟ من 2.3 روز دیگه می آم.فعلا بای! [خداحافظ]