اجازه!

خدای عزیزم با این که این روزها اینجا پاییز است و پر از سرما،من شادم و گرم.

گویی بهار در دل این پاییز مهمان خانه دلم شده و چقدر زیباست گذشتن از تونلی تنگ وتاریک سرتاسر از گمگشتگی و شک و رسیدن به نور به امید و به تو.

این روزها شادم چرا که هر آن می بینم که تو به من پاسخ می گویی و این مرا شاد می کند و قلبم را سرشار از شوق تو می کند.خدای عزیزم هرگز نمی توانم روز ی را ببینم که دوستت نداشته باشم .اما هرگزنیز نمی توانم تصور کنم این شوق تا به کجا مرا خواهد کشاند.

چقدر شیرین است پاسخ های تو !

گاه می پنداشتم کاش من هم بلد بودم با زبانی جز زبان اصوات و نوشتار با تو سخن بگویم.همان گونه که تو سخن می گویی و این شیرین ترین زبان دنیاست،نشانه ها!

من همیشه بیدارم و دنبال نشانه هایی هستم که تو برایم می گذاری و هر بار که یک نشانه را درک می کنم چقدر مسرور می شوم.

گاه در بزرگی ات می مانم.هم اکنون مانده ام که من چه حقیرانه فکر می کرد م و تو چقدر بزرگ هستی.

خیلی متشکرم ،خیلی متشکرم که هستی ،که خدای من هستی.وقتی کتاب هری پاتر می خوندم متوجه شدم دنیایی که خدا نداشته باشه خیلی دنیای ترسناکی .همیشه فکر می کردم شاید اگه هری پاتر هم خدایی چون تو داشت اینقدر مشکلات نداشت یا حداقل پشتوانه ای چون تو را داشت.

خدای عزیزم باز هم آزمونی از سر ایمان گرفتی و باز من باختم.باختم.

چقدر این روزها از قضاوت هایی که از انسان هایی نیک داشتم پشیمانم وچقدر خوشحال از این بیداری ،از این کشف.چقدر شادم.

باید روزی هزار بار بگویم خودت باش خودت باش.

خدایا خوشحالم که به من نعمتی عطا فرمودی که گوش کنم و بپذیرم.وقتی به انسان های اطرافم نگاه می کنم که چشم هایشان را می بندند .گوش هایشان را می گیرند و هر آن چه خود می خواهند فریاد می زنند .می ترسم.

می ترسم از این که من هم شبیه به آن ها شوم.از این که من هم نتوانم بگویم وبشنوم.

چقدر خوشحالم که من شنیدم وفهمیدم.

خدای عزیزم هر بار که دعایی می کنم و تو مستجاب می کنی ،من ذوق زده می شوم نه فقط برای این که دعایم را پذیرفتی برای این که می فهمم به من گوش می دهی و پاسخ می دهی.

نتیجه می گیرم دوستم داری.

امروز خوشحالم که به من یاد آوری کردی این وبلاگ زدم برای این که رنگین کمانی برای رسیدن به تو باشه ونباید فراموش می کردم که نامه نوشتن برای تو ریا نیست وقتی که من فقط به تو می اندیشم.

دوستت دارم.

قربانت زی زی جوجو

کسی که هیچ وقت نمی تونه اونجور که لایق توئه ازت تشکر کنه.

آدرس:کهکشان راه شیری ،منظومه شمسی،زمین،آسیا،ایران،تهران.وبلاگ رنگین کمان جاده ای از بهشت

/ 9 نظر / 15 بازدید
پریا

و هیچ کس و هیچ چیز جای خدا را نخواهد گرفت...

پریناز

میدونی زی زی.....تو قران یه بار خوندم که نوشته بود: خدا صدای انسانهای منفور ((کسایی که خدا دوسشون نداره و نمیخوات صداشونو بشنوه ))را دوست ندارد به همین دلیل قبل از تموم شدنه دعاشون اونو مستجاب میکنه.زی زی جان بعضی وقتا خوبه ادم مواضبه کاراش باشه میدونی چرا؟؟؟ چون خدا وقتی یه بندش دعا میکنه و اون دفعه ی اول استجابت نمیکنه معنیش اینه که صدای اون بندرو دوست داره و نمیخوات بندش زود از درگاهش بره . ولی صدایی رو که دوست نداره از همون اول مستجاب میکنه تا بره و اون بنده سرش نق نزنه....... میفهمی که چی میگم!!! اون قصرو شنیدی که یه بنده ی دوست داشتنیه خدا انقدر دعا میکرد ولی خدا نمیخواست اجابت کنه چون صدای اون بندرو دوست داشت ...... ولی دعای اون ادمی رو که خدا صداشو دوست نداشت همون اول مستجاب میکرد...... به نظرم ادم بهتره به جای اینکه انقدر از خودش مطمئن باشه یه کم به خودش رجوع کنه و بگه من چیکار کردم که خدا فقط میخوات شره منو از سرش بکنه و همین که دعا میکنم زود اجابت میکنه....

ستاره های بی فروغ

دوست عزیز و گرامی خسته نباشید . امروز با بلاگی اشنا شدم که از خون گرم و جاری در بدنهای ما صحبت میکند لطفا ادرس بلاگ را لینک کنید http://mehrabanaan.persianblog.ir/ سرطان و بخش 9 بیمارستان نفت تهران سپاسگزارم فریده جلیلوند

میلاد

شلامون علیک خوفی ؟[نیشخند] خوشحالم که بازم مثل سابق می شی [راک] پس منتظر پست های قشنگت بازم هستم [ابرو] پس مثله تابستون می خوای روزی 3 تا پست بدی نه [متفکر] ما که خوشحال می شیم [هورا]

ا و را ن و س

ســــــــــــــــلام: وای زی زی جون چه رمانتیک شدی جدیدا چقدر حرف های قشنگ قشنگ می نویسی[دست] خدا همه حرف های بنده هاشو می شنوه ولی بعضی وقت ها دعاشونو مستجاب نمی کنه و بعضی وقت ها هم میکنه