رنگین کمان جاده ای از بهشت

زاینده رود!
نویسنده : زی زی جوجو - ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٥
 

سلام بچه ها من برگشتم و وبلاگم دوباره از تعطیلی در می آد.هر چند معلومه که من نباشم کسی به این جا سر نمی زنه.

آخی چقدر دلم گرفت رفتم اصفهان دیدم زاینده رود خشک کردن!

چقدر دل اصفهونی ها گرفته بود!

همشون یک درد مشترک داشتن!

به هرکی می گفتی سلام یک جوری قصه زاینده رود وخشک کردنش می گفت که آدم دلش می خواست بشینه یک ساعت درست وحسابی گریه کنه.

البته چون به قول خود اصفهانی دلایلش سیاسی ،وبنده سعی دارم پامو تو کفش سیاست نکنم هر چند سیاست پاشو تو کفش من می کنه،درباره این دلایل حرفی نمی زنم.

اما واقعا دلم گرفت آخه اصفهان بدون زاینده رود یک مدلیه!غیر عادی !

انگار قانون بهم خورده!

من از همه اصفهانی ها می خوام همدردی منو پذیرا باشن بابت زاینده رود!

واقعا خیلی عالیه که هیچکی نمی تونه الوند جابه جا کنه جز خدا!

اصلا لازم نیست آدم نگران کوه باشه!

جنگل می شه نابود کرد ،رود می شه مسیرش عوض کرد،اما کوه هیچیش نمی شه!

ولی جدا جای زاینده رود خالی بود.