رنگین کمان جاده ای از بهشت

سوتی برای محمدرضا گلزار!
نویسنده : زی زی جوجو - ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠
 

سلام نمی دونم شما کتاب گرگ ومیش خوندین یا نه؟
یا فیلمش دیدین؟
برای اطلاعات بیشتر می تونید به پست های قبلی من مراجعه کنید.

گرگ ومیشtwilight

چند تا نکته در مورد گرگ ومیش twilight

حالا قرض از گفتن این حرفم این بود.
که تو سایت طرفداران گرگ ومیش جدیدا در قسمت انجمن یک تاپیکی زدن به نام"سوتی"
که آخر خنده است .
اما یک سوتی بود که خیلی خنده دار و در مورد محمدرضا گلزار بود.
با این که اسمش نیاورده بود،کسی که سوتی داده بود اما خب خیلی تابلو بود که درباره  محمدرضا گلزار.
این خانم که اسم مستعارش در سایت آلیس کالن و از دوستان خوب منه یک روز رفته دیدن آقای گلزار.

محمدرضا گلزار
که باعث شده بعد از این دیدار آقای گلزار علامت ورود بانوان ممنوع را به روی تبلیغات پوستر کلوبش اضافه کنه.
شرح این ماجرا از زبان آلیس کالن:

"زمستون با شوهر خالم رفتیم دم کلوب یک بازیگر بخت برگشته ای!پرسون پرسون جاشو پیدا کردیم.یک خورده تو ماشین نشستیم تا ببینم می خوام چه غلطی بکنم؟عکس بگیرم ؟امضا بگیرم؟اصلا جفتیشو با هم بگیرم؟خلاصه قرار بر این شد که شوهر خالم بره و دوتا امضا به اسم من و دوستم(ساقی که پسر خاله اش با پسر خاله جلف خودم ارتین از مشتریای همیشگی و تلپ اونجا بودن!)بگیره دفتر خاطراتم رو(اصلی نه فرعیه! feel )دادم بهش اومد که بره یک مردی از در کلاب اومد بیرون.
شوهر خالم:اه اینکه خود...هه!
منکنه بابا!خیالاتی شدی؟مگه نمی بینی چی دوره گردنشه؟ ابدارچیشون!
شوهر خالم:اولا:خوده خودشه.دویما:مگه امدی سلمونی اصغر اقا که ابدارچیشون لنگ بندازه گردنش؟کلوب...
من:نه امکان نداره!
شوهر خالم : شرط چی؟
من:(چون مطمئن بودم شرط خبیثانه گذاشتم!)هر کی برد غذای محبوبش تو تاج محل و خیابون گردی تا هر موقع دلش خواست!ودلم رو برای بوتی کباب و نون کره ای صابون زدم!
شوهر خالم:قبول ولی قول بده دوباره نزنی زیرش؟
من:(می دونستم سابقه ام خیلی خرابه!)قققووووولللل!!!!!!!!!!!!!
شوهر خالمم رفت تا امضا بگیره.دل تو دلم نبود.چند دقیقه بعد برگشت.با خوشحالی دستهامو بهم زدم و گفتم :اخ جون!داد سامان جون؟
ودفترم رو ازش گرفتم!اما هرچی دفتر رو زیر رو کردم جز خط خرچنگ غورباقه خودم هیچی ندیدم!
من: sad ااااااا پس کو؟
شوهر خالم:اینا!ودوتا عکس از طرف که هیجا پخش نشده بود رو در اورد!
من:ووووواااااااااییییییییییییییی پشت عکسا نوشته شده بود:تقدیم به جانان(اسم کامل من نیکی جانان وچون شوهر خالم جانان صدام می کنه با این اسم امضا گرفته بود!)وساقی عزیزم.....
اینقدر ذوق مرگ شدم که پریدم و شوهر خالمو دوتا ماچ محکمش کردم.
شوهر خالم با خنده گفت:بیا بیرون منتظره!ازش خواستم باهات عکس بگیره!
من:اااااا 4 مگه من نگفتم عکس نمی خوام؟پا هام رو محکم زدم زمین و گفتم من نمیام!
شوهر خالم :واسه کی ناز مکنی؟....؟بیا بیرون ببینم دو ساعته معطلش کردم
دیدم راست میگه ضایعس نرم.اما تیپم عین ننه کوکب بود و بلانسبته....شبیهش شده بودم! اما مگه قرار بود طرف چند بار دیگه ببینتم؟بلاخره زمین رو مفتخر کردم و از ماشین بیروون اوومدم.سامان جون در کلوب رو باز کرد و رفتیم تو.
پسرای توی کلو ب اینجوری نگام می کردن: 25 منم اینطوری: wink
رفتیم تو اتاق طرف از جاش بلند شد.دستم رو بی هوا بردم سمتش
طرف: recourse
من: wink
شوهر خالم:این دختر ما کشته مردهی شماست عاشقتونه!
من: feel 4
طرف:(یکمم اوا می زد 13 بلا مرده)وای لطف دارن ایشون!
شوهر خالم هی با چشمش به طرف اشاره می کرد و من چون منظورشو نمی فهمیدم بی رودربایسی کل تیپ بدبخت رو اسکن کردم که دیدم یک چفیه گردنشه!دلم هری ریخت پایین!وای پس خودش بوده! ای الهی درد بی درمون بگیری مرد می دونی چندمین بار توی شرط بندی سر تو می بازم؟
طرف همینجوری مونده بود که چرا من دست از هیز بازی جلو شوهر خالم ور نمی دارم اما من فقط به فکر پول نازنینی بودم که داشت از دستم می رفت.!
خلاصه رفتم که عکس بگیرم دفتر چه خاطراتم رو گذاشتم رو میزش کنارش که ایستادم یهو هول شدم.شوهر خالم یکم با موبایلم ور رفت بعد گفت:اااا!!!!این که نورش بده؟
منم هواسم نبود که دوربین موبایلم کم از دوربین های ناسا نداره و به قول ارتین چس مثقال مگاپیگسل سریع موبایلم رو از دست شوهر خالم کشیدم و عین داهاتی ها با اشارپم دوربینشو پاک کردم که خودمم نمی دونم دلیل کارم چی بود اما دیگه کار از کار گذشته بود!
طرف: sad
من: feel
عکسو که گرفتیم عین گوساله کلمو انداختم پایین و بدون خداحافظی و تشکر رفتم بیرون.نزدیکای خونه بودیم که خواستم نگاهی به دفتر چه خاطراتم بکنم اما هرچی گشتم دیدم تو ماشین نیست تازه یادم افتاد رومیز... جاش گذاشته بودم هم خودکارمو هم دفترمو! اونم دفتری که توی در باره ی من اش نوشته بودم:دروغ سیزده:....(همون طرف!)بازیگر خوبیه و ایمیل و شماره تلفن و موبایل خودم و همه ی دوستام با بیوگرافی کاملشون توش بود و اکثر بچه ها تو قسمت ارزوی من نوشته بودن:خدایا به...(دوباره همون طرف!)توانایی بازیگری بده و یک چیزی تو همین مایه ها و یا تو قسمت ها ی دیگه مسخرش کرده بودن!تا منو ناراحت کنن. و از اوون بدتر خودم یک عالمه چرت و پرت در باره ی خودم و خودشو شوخی های ناجوری که در بارش می کردیم نوشته بودم!از قبیل اینکه اواست و خیلی ام دختر خانم خوبیه و شبا تا جوارب شلواری صورتی خرسیش رو نپوشه و شیر بیسکوئیتشو نخوره خوابش نمی بره!(هرکی خواست همه ی شوخی ها رو بدونه پیغام خصوصی بده تا عمق فاجعه رو براش بتعریفم!البته فقط دختر خانما !چون پسرا امکان داره از خودشون و زندگیشون سیر شن و اگرم قصد خودکشی دارین یکجو دیگه عملیش کنید .من خجالت می کشم واسه پسرا تشریح کنم چی در باره ی بدبخت نوشته بودم!)2 هفته بعدم تو تبلیغ کلوبش علامتی اضافه شده بود به حالت پارک ممنوع که به جاش علامت یک زن رو گذاشته بود که می شد:ورود بانوان ممنوع! wink که قبلا هیچ وقت تو تبلیغاش نمی ذاشت.خلاصه از هر فرد مشهوری بدتون میاد فقط کافیه یک ندا به نیکی سلب کش بدین! bully در عرض چند هفته یا از صحنه تاریخ محوش میکنم. ..یا افسردگی مزمن می گیره ...ویا دچار جنون میشه!"



ینده خدا محمدرضا گلزار ،چقدر گناه داره............از دست آلیس کالن


اگه می خواید تمام سوتی های بچه ها رو بخونید.و یک دل سیر بخندیدن این جا کلیک کنید.

______________

راستی حتما مطلب عیدی عید فطر بخونید.